{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من میخوامت دختر عمو پارت

من میخوامت دختر عمو پارت ۱۵

ویو ساعت ۳
جیا:از خواب بیدار شدم و رفتم حموم و احل آرایش نیستم و مرطوب کننده و ضد آفتاب زدم و بعد رژگونه و هایلاتر زدم که صورتم برق کوچیکی بیوفته و تینت نارنجی به لبام زدم و از اونجایی که مژه هام بلنده کاریش نکردم موهام فر بود و باز گذاشتم و لباسم رو پوشیدم(لباس اسلاید بعد) و عطر زدم و کفش ده سانتی مو پوشیدم و کوک اومد داخل
کوک:اوووو تیپ زدی جیا لباس نمیپوشیدی سنگین تر بودی انقدر بازه
جیا:وا مگه چشه خیلی هم خوشگله
کوک:باش ولی اگه صدا هاتون اومد من کاری نمیکنم🙌
جیا:چی(داد)
کوک:باشه باشه(خنده)بریم دیگه
منو کوک رفتیم پایین سوار ماشین شدیم و حرکت کردیم و رسیدیم به مهمونی و به همه سلام کردیم و رفتیم نشستیم منو کوک همش می‌گفتیم و میخندیدم تهیونگ هم با حسرت و حسودی نگامون می‌کرد یونا که با تهیونگ بود به من پیام می‌داد میگفت تهیونگ از عصبانیت و حسودی داره میمیره منو کوک هم فقط می خندیدیم
جیا:من میرم دستشویی
کوک:باش

ویو تهیونگ
تو مهمونی بودیم که کوک و جیا اومدن و دست کوک دور کمر جیا بود خیلی غمگین و حسود نگاشون می کردم همه این اتفاقات تقصیر خودمه د آخه یکی نیست بگه با یه بچه دوساله و با زنی که عاشقشی چرا اینکارو کردی جیا داشت می‌رفت دستشویی و من هم پشت سرش رفتم

ویو جیا
رفتم دستشویی و توی آینه به خودم نگاه میکردم و نفس عمیقی بیرون دادم که یه دفع دستی دور کمرم حلقه شد و منو یه طرفش چرخوند دیدم تهیونگه سرش رو کرد تو گردنم و نفس کشید
ته:دلم برای بوی بدنت تنگ شده بود
خیس گردنم رو می‌میبوسید انگار سست بودم که به خودم اومدم و هلش دادم
جیا:چیکار میکنی
ته:نمیتونم مادر بچم رو ببوسم یا بهش دست بزنم؟(پوزخند)
جیا:مثل اینکه یادت رفته ما طلاق گرفتیم تو جدا من جدا
ته:اسم این طلاق ک*صشعر رو نیار(بم)
جیا:چیشد جیا که داشت بهت خیانت می‌کرد مگه خودت به بابابزرگ جلو جمع نگفتی(پوزخند)
ته:...
جیا:چیشد زبونت رو موش خورده حالا برو به پشت سرت هم نگاه نکن بالاخره جیا یه هرزه ست ها
ته:من هیچ وقت به تو نگفتم هرزه
جیا:اما چشم هات اینو میگفت
ته:من هیچ وقت این فکر رو راجبت نکردم
جیا:به هر حال،بدرود آقای کیم
خلاصه مهمونی تموم شد و من رفتم خونه که بابابزرگ گفت همه بیان اتاق کارش میخواد یه چیز مهم بگه و ما رفتیم
بابابزرگ:خب فردا همه ما برای یک هفته برای تبلیغات برند میریم بوسان به جز توماس و جیا و تهیونگ و جونگکوک
کوک:منم میخوام بیام
بابابزرگ:خب بیا جیا دخترم تو اگه میخوای بیای بیا حالت بهتر بشه
جیا:نه بابابزرگ من نمیام خوشبگذره
بابابزرگ:تهیونگ تو چی؟
ته:منم حوصله ندارم
توماس:منم بلم مامانی اصلا تو هم بیا باهم بلیم
بابا ته:بابابزرگ فدات بشه
باباجیا :دقیقا مثل جیا نمیتونه خوب تلفظ کنه
همه:خنده
جیا:خب منو توماس بریم بخوابیم
و همه خوابیده

ویو فردا

ادامه دارد.....
دیدگاه ها (۲)

من میخوامت دختر عمو پارت ۱۴ویو فردا صبح روز مهمونیکوک:جیا بی...

من میخوامت دختر عمو پارت ۱۳ویو فردا صبح کوک:هیشش اروم برین ت...

من میخوامت دختر عمو پارت ۱۲ویو تهیونگ این روزها جیا عجیب شده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط