#Strawberrywhiskey

#Strawberrywhiskey
#IU
PART:4

رانگ و چند نفر وارد اتاق شدنو پسرک مو صورتی رو باز کردن.

رانگ: فقط اقا..

یونگی: بزاریدش تو اتاق خودم

رانگ: چشم اقا

پسرک که حالا غرق در خون بود اخرین نگاهشو قبل از بیهوشی به چشمای خنثی یونگی دوخت و بعد دیگه سعیی برای هوشیار موندن نکرد.

بعد از 40 مین رانگ با زدن دو ضربه به در اتاق کار یونگی وارد شد.

رانگ: اقا دکتر کیم زخمشو شست و شو داد، الان فقط بیهوشه.

یونگی: معلوم نیست کی بهوش میاد؟

رانگ: متاسفانه خیر

یونگی: باشه میتونی بری

همزمان با خروج رانگ یونگیم دست از کار برداشت و به سمت اتاق خوابش حرکت کرد. رو تخت کنار پسرک مو صورتی نشست.

یونگی: به نعفته بدنی قوی داشته باشی

با تموم شدن جمله یونگی پسرک اروم چشمامو باز کرد.

یونگی: پس بیدار شدی(نیشخند)

جیمین: یونی

یونگی: چطوری جرعت میکنی به من بگی یونی؟!

جیمین بغضش گرفت

یونگی: هعی چته؟

جیمین به زخمی که روی پهلوش بود اشاره کرد.

جیمین: نینی شتمش دلد میتونه

یونگی: درست حرف بزنه، چه مرگته؟!

جیمین بدون گفتن حرفی خودشو تو بـ//غل یونگی انداخت.

یونگی: هی رانگ بیا ببینم این چشه(بلند)

رانگ همراه با دکتر کیم وارد اتاق شدن

یونگی: بیا اینو از من جدا کن

رانگ و دکتر کیم به سختی جیمینو از یونگی جدا کردن و دکتر کیم مشغول معاینه مو صورتی شد. بعد از چند مین بلند شد و روبه یونگی وایستاد.

کیم: اقا..

یونگی: چه مرگشه؟

کیم: انگار بر اثر برخورد گلوله شک عصبی شدیدی بهش وارد شده بخاطر همین ذهنش..... بچه شده
دیدگاه ها (۱)

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:14(زمان حال، عمارت مین،5:34am)عمارت غرق...

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

My Arirang Part 7

...پارت اول...

پارت۸که جونگکوک با گریه از خواب بیدار شد و محکم یوری رو بغل ...

پارت ۱۴مست شده بودم حالم دست خودم نبود.ناله میکردم و میگفتم ...

𝑺𝒕𝒂𝒚 𝒊𝒏 𝒎𝒚 𝒂𝒓𝒎𝒔 𝑷𝒂𝒓𝒕: ...

p4

ادامه پارت ۷۶ بعد از چند مین از حموم در اومدم و جلوی آیینه م...

Forced to be by your sideبه اجبار کنار توpart: 26همه با عجله...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط