{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#Strawberrywhiskey

#Strawberrywhiskey
#IU
PART:5

یونگی: هوفف خب الان چیکاره ایم(عصبی)

دکتر کیم: اقا پیشنهاد من اینه فعلا باهاش مدارا کنید تا عقلش بیاد سر جاش

یونگی عصبی نفسو بیرون داد و به پسرک مو صورتی که حالا مظلوم بهش خیره شده بود چشم دوخت.

یونگی: میتونید برید

دکتر کیم و رانگ: چشم اقا

حالا یونگی با جیمین تنها مونده بود.

یونگی: گوش کن ببین چی میگم دیگه منو یو....

جیمین: یونی نینی گلشنشه

یونگی: منو یونی صدا نکن

جیمین: شی صدات تنم؟

یونگی: اقا، قربان از این چیزا

جیمین: گربان؟

یونگی: نه قربان

جیمین: خب منم میدم دیده گربان

یونگی: اهه ولش کن

جیمین: یونی به نینی گذا نیمیدی؟

یونگی: میگم برات بیارن

جیمین: میخوای نینیو تنا بزالی؟

یونگی: کار دارم نصفه شبه بگیر بخواب

جیمین: اما نینی میترسه

جیمین پتورو کنار زد و دستشو رو زخمش گذاشت و به سمت یونگی حرکت کرد، جلوش وایستاد و بهش خیره شد

یونگی: چته؟

جیمین: اماده ای؟

یونگی: براچی؟

جیمین: یت، دو، شه

جیمین بعد از گفتن سه خودشو تو بـ//غل یونگی پرت کرد

جیمین: تو نباید نینیو تنا بزالی نینی میتشه، حالا نینیو بگل کن، نینی لالاش میاد
دیدگاه ها (۲)

#Strawberrywhiskey #IU PART:4رانگ و چند نفر وارد اتاق شدنو پ...

#Strawberrywhiskey #IU PART:3جیمین با شنیدن صدای تیر و تفنگ ...

عشق پنهانی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط