یک غزل،یک آسمان یک شعر بی پایان وتو
یک غزل،یک آسمان یک شعر بی پایان وتو
باز هم دلتنگی واندوه و گورستان وتو
قطره قطره می چکم،جاری شوم در باورت
سنگ قبری سرد هست وهق هق باران و تو
من پر از تنهایی خویشم و یک آیینه درد
سایه هایی که درونم می شود پنهان و تو
درد من درد قشنگی نیست داغ آتش است
و سقوط تلخ یک انسان در تاوان و تو
یک نفر می پرورد این آتش پر شعله را
در درونم خانه کرده دوزخ وجدان و تو
خاطراتم را درون کوله بارم بسته ام
آه باید رفت از این شهر سنگستان و تو
می روم اما کجا؟ تا مرد باشد درد هست
باز هم حس غریب رفتن و زندان و تو ...!!!
باز هم دلتنگی واندوه و گورستان وتو
قطره قطره می چکم،جاری شوم در باورت
سنگ قبری سرد هست وهق هق باران و تو
من پر از تنهایی خویشم و یک آیینه درد
سایه هایی که درونم می شود پنهان و تو
درد من درد قشنگی نیست داغ آتش است
و سقوط تلخ یک انسان در تاوان و تو
یک نفر می پرورد این آتش پر شعله را
در درونم خانه کرده دوزخ وجدان و تو
خاطراتم را درون کوله بارم بسته ام
آه باید رفت از این شهر سنگستان و تو
می روم اما کجا؟ تا مرد باشد درد هست
باز هم حس غریب رفتن و زندان و تو ...!!!
- ۱.۱k
- ۰۹ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط