{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بسم الله الرحمن الرحیم

بسم الله الرحمن الرحیم

میگن یه روز یه مرد فقیری اومد پیش پیغمبرصلی الله علیه و آله و سلّم
و یه کاسه انگور اورد برا حضرت
حضرت انگور اول رو در دهان گذاشتند و لبخند زدند
سپس انگور دوم
همینطور حبه حبه میخوردند و تبسم می نمودند
و مرد فقیر از خوشحالی در پوست خود نمیگنجید و همینطور خوشحالی اش بیشتر میشد با دیدن صورت متبسم پیامبر
اصحاب متعجب بودند چون پیامبر عادت داشت هرچه ک براشان می اوردند اصحاب را در ان شریک میکردند
ولی تا اخر کاسه انگور رو تنهایی تناول فرمودند
و مرد از خوشحالی میخاست پرواز کند
پیامبر از او تشکر نمود و مرد مرخص شد
اصحاب عرض کردند یا رسول الله شما همیشه اصحاب را شریک میکردید
و ...
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلّم فرمودند
حبه اول را که خوردم متوجه شدم انگور تلخ است
ترسیدم اگر یکی از شما از آن بچشد و چیزی اظهار کند خوشحالی مرد خراب شود و دلش بشکند..
بخاطر همین به تنهایی خوردم.

یا رسول الله...

جان عالم به فدای لبخندت
ای آفتاب بی افول...
پرتوی از تبسم رضایتت رو هم نصیب ما کن سید و آقای عالم...
دیدگاه ها (۶)

روزي مردي فقير،با ظرفي پر از انگور،نزد رسول الله آمد و به او...

روزي مردي فقير،با ظرفي پر از انگور،نزد رسول الله صلی الله ع...

روزی مردی فقیر،با ظرفی پر از انگور،نزد رسول الله آمد و به او...

روزی مردی فقیر،با ظرفی پر از انگور،نزد رسول الله آمد و به او...

در محضر حضرت مهربانی : روزي مردي فقير، با ظرفي پر از انگور،...

روزی مردی فقیر،با ظرفی پر از انگور،نزد رسول الله آمد و به او...

روزي مردي فقير،با ظرفي پر از انگور،نزد رسول الله آمد و به او...

جمعه95/05/01ساعت21:30داستان مرد فقیر و رسول الله (ص) روزی مر...

داستان آموزنده مفید..!روزی مردی فقیر با ظرفی پر از انگور نزد...

روزي مردی فقير با ظرفی پر از انگور نزدرسول خدا آمد و به او ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط