{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بهلول و امير كوفه

بهلول و امير كوفه

اسحق بن محمد بن صباح امير كوفه بود .
زوجه او دختري زائيد ، امير از اين جهت بسيار غمگين و محزون گرديد و از غذا و آب خوردن خودداري نمود . چون بهلول اين مطلب را شنيد ، به نزد وي آمد و گفت :
اي امير ، اين ناله و اندوه براي چيست ؟
امير جواب داد :
من آرزوي اولادي پسر داشتم ، متاسفانه زوجه ام دختري آورده است .
بهلول جواب داد :
آيا خوش داشتي به جاي اين دختر زيبا كه تمام بدن او صحيح و سالم است ، خداوند پسري ديوانه مثل من به تو عطا مي كرد ؟
امير بي اختيار خنده اش گرفت و شكر خداي را بجاي آورد و طعام و آب خواست و اجازه داد تا مردم براي تبريك و تهنيت به نزد او بيايند .
دیدگاه ها (۱)

ر مسلم بن عقیل، با یاران او ارتباط برقرار کرده و مخفیگاه مسل...

23مروری بر فرمایشات امام حسین (ع) از مدینه تا کربلا (ادامه ا...

آشنایی با شهدای کربلا86) هانی بن عروه:خاندان:هانی فرزند عروة...

57/مروری بر فرمایشات امام حسین(ع) از مدینه تا کربلا(ادامه ی ...

مأموریت خطیر مسلم در سفر به کوفه، تحقیق درباره این بود که آی...

به چه دلیل امام حسین(علیه السلام) برای ادامه قیامش به دعوت ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط