{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلبری آمد و خندید و معما شد و رفت

دلبری آمد و خندید و معما شد و رفت
با نگاهی گذرا در دل ما جا شد و رفت
پای می خواست رود سوی نگاه از پی او
غمزه ای کرد که دل بی سر و بی پا شد و رفت
دل در این ماند که تدبیر، چه تقدیر کند؟
او چه مهتاب صفت جلوه ی رویا شد و رفت

خاستم با غزلی در شب مهتابی او
تا مرا دید، سحر عامل فردا شد و رفت

حالتی رفت که دل تیر کشان در خون شد
بی خبر از تَرَک این دل مینا شد و رفت

سرنوشتم به غم آلود، ندانست که دل
این همان میکده داریست که رسوا شد و رفت
دیدگاه ها (۱۲)

🕊 🕊 تو که خود ناب ترین شعر دل انگیز منیچه نویسم که ز شرم...

🕊 🕊 اهل دل ، دل مینوازد ، دل شکستن کار نیستهرکه باشد بی محبت...

پیش از تو آب ، معنی دریا شدن نداشت شب مانده بود و جرئت فردا...

بی تو دلتَنگ تَرین شاعر ِدلها شُده اَموَ اسیر ِ غمُ وت...

دلبری آمد و خندید و معما شد و رفت با نگاهی گذرا در دل ما جا ...

دلبری آمد و خندید و معما شد و رفت با نگاهی گذرا در دل ما جا ...

دلبری آمد و خندید و معما شد و رفت با نگاهی گذرا در دل ما جا ...

دلبری آمد و خندید و معما شد و رفت با نگاهی گذرا در دل ما جا ...

گلشن کردستانی

اره خلاصه🫠@vzxox@van.ya_86 @titan_rider @soli0_0

کسی هست تو بک دادن کمک کنیم به هم وفادار باشه ɴᴇᴡ ᴘᴏꜱ ꜰᴏʀ ʏᴏ...

ﺑﻪ ﺗﻮ ﺳﻮﮔﻨﺪ ، ﺑﻪ ﺭﺍﺯ ﮔﻞ ﺳﺮﺥﻭ ﺑﻪ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻋﺸﻖ ﻓﻨﺎ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط