کوک: همه ی گلاتو میخرم
کوک: همه ی گلاتو میخرم
پسره: ممنون عمو
پسره بعد از گرفتن پول گل ها رو به ات داد و گفت : امیدوارم سال دیگه با بچه هاتون ببینمتون
کوک: خدافز
ات: چیییییی
ات: این باره دومته من دوست دخترت معرفی میکنی
کوک: میخوام واقعیش کنم
ات: چی
کوک: با من ازدواج میکنی؟
همه ی مردم به سمت ات و کوک چرخیدن و گل برگ میریختن
ات: اینا رو تو برنامه ریزی کردی...
کوک: منتظرم نزار مردم دارن ما رو نگا میکنن
لینا: ات بله رو بگوووو
جیمین: زود باش
ات: ب.بله
کوک و ات همو میبوسن.
(بچه ها دیگه خلاصه کردم اینجا رو شرمنده..)
خلاصه کوک و ات بعد از یه سال نامزدی با هم ازدواج کردن
جیمین: مامان منم میخوام ازدواج کنمممم
مامان : اول داداش بزرگت بعد تو
جیمین: منو لینا میخوایم ازدواج کنیم....
ات: لینا نگفته بودی
پسره: ممنون عمو
پسره بعد از گرفتن پول گل ها رو به ات داد و گفت : امیدوارم سال دیگه با بچه هاتون ببینمتون
کوک: خدافز
ات: چیییییی
ات: این باره دومته من دوست دخترت معرفی میکنی
کوک: میخوام واقعیش کنم
ات: چی
کوک: با من ازدواج میکنی؟
همه ی مردم به سمت ات و کوک چرخیدن و گل برگ میریختن
ات: اینا رو تو برنامه ریزی کردی...
کوک: منتظرم نزار مردم دارن ما رو نگا میکنن
لینا: ات بله رو بگوووو
جیمین: زود باش
ات: ب.بله
کوک و ات همو میبوسن.
(بچه ها دیگه خلاصه کردم اینجا رو شرمنده..)
خلاصه کوک و ات بعد از یه سال نامزدی با هم ازدواج کردن
جیمین: مامان منم میخوام ازدواج کنمممم
مامان : اول داداش بزرگت بعد تو
جیمین: منو لینا میخوایم ازدواج کنیم....
ات: لینا نگفته بودی
- ۲۴.۴k
- ۰۴ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط