″Why we″
″Why we″
His eyes are still shining
Part:0
فیک جدیدمون.
″روایت های این فیک تخیلات و رویاپردازی ،فیک نویس نیست. بلکه براساس خاطره های او هست..″
″با کمی تغییرات..″
پارت معرفی
کوک: پسری ۱۸ساله. که فوبیا های زیادی و با خودش حمل میکنه اما بیشترین فوبیاش. لمس از طرف دیگرانه. آسیب های زیادی دیده اما ادامه میده.. بعد از تصادف خواندگیش با خالش زندگی میکنه
تهیونگ: پسر ۲۶ساله ، کافه های معروفی داره و زندگی اروم . کنار مادرش زندگی میکنه ، تمام سعیشو میکنه که آدم مفیدی باشه تو زندگیش، سعی میکنه به همه کمک کنه..
خاله کوک :همسرش و خواهرش و از دست داده ،فرزندی نداره و با کوک زندگی آرومی دارن.. از نظر اون..
بخشی از داستان:
″+ولم کن خواهش میکنم تو هیچی از زندگیم نمیدونی
-هی اروم باش پسر
+ بازومو ول کن خواهش میکنم
اروم بازوشو رها کرد .قدمی برداشت و...″
برای شروع باید ۳۰تا شیم..
His eyes are still shining
Part:0
فیک جدیدمون.
″روایت های این فیک تخیلات و رویاپردازی ،فیک نویس نیست. بلکه براساس خاطره های او هست..″
″با کمی تغییرات..″
پارت معرفی
کوک: پسری ۱۸ساله. که فوبیا های زیادی و با خودش حمل میکنه اما بیشترین فوبیاش. لمس از طرف دیگرانه. آسیب های زیادی دیده اما ادامه میده.. بعد از تصادف خواندگیش با خالش زندگی میکنه
تهیونگ: پسر ۲۶ساله ، کافه های معروفی داره و زندگی اروم . کنار مادرش زندگی میکنه ، تمام سعیشو میکنه که آدم مفیدی باشه تو زندگیش، سعی میکنه به همه کمک کنه..
خاله کوک :همسرش و خواهرش و از دست داده ،فرزندی نداره و با کوک زندگی آرومی دارن.. از نظر اون..
بخشی از داستان:
″+ولم کن خواهش میکنم تو هیچی از زندگیم نمیدونی
-هی اروم باش پسر
+ بازومو ول کن خواهش میکنم
اروم بازوشو رها کرد .قدمی برداشت و...″
برای شروع باید ۳۰تا شیم..
- ۱۳۵
- ۲۰ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط