{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من هرگز آسمان را

من هرگز آسمان را
زیبا ندیده بودم
از اینسان
چشم تو آسمان را
قابی گرفته است؟
یا آن که آسمان
آیینه­ دار چشم تو گشته است؟

آبی همیشه وسوسه­ ام کرده است
حتا
زان پیش تر که چشمی درمن
«شعر سیاه گویایی» باشد
چشمی
«طلوع آبی دریا» بود
شاید همیشه هر سفر جست و جوی من
انگیزه­اش سراغ تو بوده است
وان آتشی که این همه سال
می­ سوخت پشت مه
یک شعله از چراغ تو بوده است

چشمت به رنگ عشق!
روزی که رنگ لبخند، نارنجی ست
رنگ ملال ، خاکستری
و رنگ عشق آبی
نیلوفری که چیده ­ام از حشمت
چتری بزرگ­تر شده باشد
شاید
تا عشق
در سایه ­اش به ناز بیاساید.
دیدگاه ها (۱)

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۷" در آغوش رویای آبی ات "...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ویکم: آتشی که در تنم افتاد---از مهمان...

سلاممم🙂‍↔️🎀اومدم براتون دوباره از خودم بیو بدم، اینبار کامل ...

به رغم عشقی یا به زبان سویون حماقتی، که در زمان گذشته بین ای...

ابلیس

من هرگز آسمان رازیبا ندیده بودماز اینسانچشم تو آسمان راقابی ...

تو از چشم آسمان افتاده ای هر جا که پا میگذاری گلی می روید به...

شاید اگر جای خالیِ حضورت را بیشتر در روز هایم جست و جو میکرد...

چشم هایت سبز روشن، قامتت نیلوفریمن بلا گردان چشمت، ماهتابی ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط