{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

طوری گفتم دوستت دارم؛

طوری گفتم دوستت دارم؛

که خدا از عصبانیت با مشت روی زمین کوبید
#زلزله شد!
دوستت دارم ها از روی کتابخانه افتادند
آغوش ها از دیوار پر کشیدند
بوسه ها از سقف ریختند
چشم ها از پنجره رفتند و
آمدن ها از در!
من ماندم، تو،یک دوستت دارم غلیظ!
یک خدای شاکی و یک #زلزله ی مهیب!
گفتم دوستت دارم این شد
نگران دنیا اگر نبودم می بوسیدمت عشق من!
دیدگاه ها (۱)

یادمان نرود...در دفتر دیکته فردایمان بنویسیم:انسان بودن، پاک...

من هرگز آسمان رازیبا ندیده بودماز اینسانچشم تو آسمان راقابی ...

دوست داشتنت رادو قسمت کردم ،تا همدر دلم باشیهم در سرم...

عادتهائی که معجزه میکند:با ملایمت = سخن بگوئید،عــمــیـــق =...

𝔀𝓲𝓷𝓽𝓮𝓻 𝓱𝓮𝓪𝓻𝓽𝔀𝓪𝓻𝓶𝓲𝓷𝓰"زمستان دل انگیز" part: ²⁴-گورت و کَندی پ...

پارت ۳۸همون لحظه حس کردم کل صورتم داغ شد.لعنتی.توی اون وضعیت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط