تکپارتیدرخواستی
#تکپارتی_درخواستی
(خوشگلم جنبه نداری نخون)
تکپارتی:تهکوک
کوک _
تهیونگ +
ویو کوک
منو تهیونگ دوساله تو رابطه ایم. ما از بچگی باهم بزرگ شدیم که بعد مدت ها متوجه شدیم بهم علاقه داریم.. تو یه دانشگاه درس میخونیم. نزاشتیم کسی بفهمه که باهمیم.
امروز دومین کلاسم ازاد بود برای همین رفتن کافه تریا که روی پروژم کار کنم. جیمین کنارم نشست، یکی از دوستامه.
× اوه کوکی چه خبر؟ این چیه؟
_ پروژه زبانه.. همونی که اقای جانگ داده بود دیگه.. دیوونه شدم سرش
× بگو کمکت کنم..
_ عاااا اینجاشو مشکل دارم..
جیمین کمکم کرد. فکر کنم فقط دوصفحش مونده، ۱۰ دقیقه مونده بود به زنگ برای همین پروژمو جمع کردم.
_ مرسی جیمین خیلی کمکم کردی
× دوستا برای همینن دیگه نه کوک؟ کمک خواستی بگو..
بغلم کردو رفت سمت دانشکده خودش.
اروم لپتاپ و ایپدمو توی کیف گذاشتم، خودکارو اتودمو گذاشتم توی جامدادیم که یکی جامدادی رو از تو دستم قاپید. تهیونگ بود.. مثل همیشه.
+ اون جوجه فوکولی کی بود کوک؟
زیپشو بستو گذاشت تو کیفم، خودش کیفو برداشت
_ دوستمه.. چندتا کلاسو باهم افتادیم
+ اخه کدوم دوست دوستشو بغل میکنه کم مونده لبم بگیره..
ایرپادمو گذاشتم تو گوشم تا بیشتر از این غراشو نشنوم. خیلی دوسش دارم ولی زیادی حساسه..
اروم کنارش قدم برمیداشتم. دستای نسبتا کوچولوم توی دستای نسبتا بزرگش بود..
منو کشید سمت یه فروشگاه، لباسو یه تیشرت سفید هم سایز من برداشت.
_ چیکار میکنی ته؟
+ هیش فقط باهام بیا
باهم به یه اتاق پرو رفتیمو درو قفل کرد
_ میخوای چیکار کنی ته؟ اینجا نه نمی...
با کوبونده شدن لباش رو لبام حرفم نصفه موند.. لباش طعم ابنبات میداد، دلم واسش ضعف رفت.. همونجوری لبامو میمکید..
٭اسمات٭
(اولین کامنت اسماته.. هرکی جنبه نداره نخونه)
☆پایان☆
#bangtan #bts #army #namjoon #jin #suga #jhope #jimin #taehyung #jungkook #kpop #dance #music #scenario #fiction #taehkook #yoonmin #namjin
#بنگتن #بی_تی_اس #ارمی #نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگکوک #کیپاپ #تیک_تاک #دنس #سناریو #تکپارتی #چندپارتی #وانشات #فیکشن #تهکوک #یونمین #نامجین
(خوشگلم جنبه نداری نخون)
تکپارتی:تهکوک
کوک _
تهیونگ +
ویو کوک
منو تهیونگ دوساله تو رابطه ایم. ما از بچگی باهم بزرگ شدیم که بعد مدت ها متوجه شدیم بهم علاقه داریم.. تو یه دانشگاه درس میخونیم. نزاشتیم کسی بفهمه که باهمیم.
امروز دومین کلاسم ازاد بود برای همین رفتن کافه تریا که روی پروژم کار کنم. جیمین کنارم نشست، یکی از دوستامه.
× اوه کوکی چه خبر؟ این چیه؟
_ پروژه زبانه.. همونی که اقای جانگ داده بود دیگه.. دیوونه شدم سرش
× بگو کمکت کنم..
_ عاااا اینجاشو مشکل دارم..
جیمین کمکم کرد. فکر کنم فقط دوصفحش مونده، ۱۰ دقیقه مونده بود به زنگ برای همین پروژمو جمع کردم.
_ مرسی جیمین خیلی کمکم کردی
× دوستا برای همینن دیگه نه کوک؟ کمک خواستی بگو..
بغلم کردو رفت سمت دانشکده خودش.
اروم لپتاپ و ایپدمو توی کیف گذاشتم، خودکارو اتودمو گذاشتم توی جامدادیم که یکی جامدادی رو از تو دستم قاپید. تهیونگ بود.. مثل همیشه.
+ اون جوجه فوکولی کی بود کوک؟
زیپشو بستو گذاشت تو کیفم، خودش کیفو برداشت
_ دوستمه.. چندتا کلاسو باهم افتادیم
+ اخه کدوم دوست دوستشو بغل میکنه کم مونده لبم بگیره..
ایرپادمو گذاشتم تو گوشم تا بیشتر از این غراشو نشنوم. خیلی دوسش دارم ولی زیادی حساسه..
اروم کنارش قدم برمیداشتم. دستای نسبتا کوچولوم توی دستای نسبتا بزرگش بود..
منو کشید سمت یه فروشگاه، لباسو یه تیشرت سفید هم سایز من برداشت.
_ چیکار میکنی ته؟
+ هیش فقط باهام بیا
باهم به یه اتاق پرو رفتیمو درو قفل کرد
_ میخوای چیکار کنی ته؟ اینجا نه نمی...
با کوبونده شدن لباش رو لبام حرفم نصفه موند.. لباش طعم ابنبات میداد، دلم واسش ضعف رفت.. همونجوری لبامو میمکید..
٭اسمات٭
(اولین کامنت اسماته.. هرکی جنبه نداره نخونه)
☆پایان☆
#bangtan #bts #army #namjoon #jin #suga #jhope #jimin #taehyung #jungkook #kpop #dance #music #scenario #fiction #taehkook #yoonmin #namjin
#بنگتن #بی_تی_اس #ارمی #نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگکوک #کیپاپ #تیک_تاک #دنس #سناریو #تکپارتی #چندپارتی #وانشات #فیکشن #تهکوک #یونمین #نامجین
- ۳.۱k
- ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط