{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خسته از نگاهِ عالَم، گوشه گیرِ جنگلا، خیلی دوستم دارم برم

خسته از نگاهِ عالَم، گوشه گیرِ جنگلا، خیلی دوستم دارم برم به سرزمین کربلا!

اما این همه پرنده، چرا طاووس شدم ؟!
ای خدا ببین چطور از همه مأیوس شدم!

آخه چی می شد منم عُقاب و شاهین می شدم؟!
می تونستم بِپَرم به آرزوهای خودم؛

همه زُل زدن به پایِ زشت من، نمی دونند که چیه سرشتِ من؛
نمی دونند که میخوام چکار کنم،
دلمو به عشق کی دچار کنم ؛

دوست دارم راهی کربلا بشم،
تا منم سری توی سرا بشم،

حالا از کجا برم، پایِ پیاده ای خدا ؟!
راهَمو نشون بده، می خوام برم به کربلا!

حالا از کجا برم، پای پیاده ای خدا ؟!
راهَمو نشون بده می خوام برم به کربلا !
دیدگاه ها (۱)

گفتی بمون، با من بمون، گفتم می مونم،گفتی با دلتنگی بخون، گفت...

قصۀ برگ و بادِ تموم سرنوشتم،بهار می خوام اما پائیزیِ سرشتم،ی...

«انقطاع از دنیا ملاکی برای وارستگی انسان» از حضرت امام ا...

چون چراغ لاله سوزم در خیابان شما،ای جوانان عجم جان من و جان ...

یه حرفی باهاتون داشتم

بایلو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط