ظهر همگی بخیر

*—ظهر همگی بخیر* 🩵

• فریت تو فراگ یه دیالوگ داشت که : "اگر به سیران دست بزنه من دیوونه میشم" ...
فریت از اون دیالوگش دعوا بود نگاهش تو اون تیکه موقع خروج از اتاق به سیران جوری بود که خواسته ببینه حال سیران خوبه یا نه، وقتی داشت از اتاق میومد بیرون تنها بود همینکه دید سیران و سینان اومدن سریع دیار رو بغل کرد خواسته با بغل کردن دیار به سینان بفهمونه با سیران کاری نداره تا سینان هم باهاش بد رفتاری نکنه! در کل هممون خط اصلی داستان رو میدونیم چون فصل اول هم همین سناریو رو ما با تاریک و پلین تجربه کردیم در نهایت هم نجات دهنده سیران فریت خواهد بود.

دیار یه دیالوگ بسیار حق گفت: شما نمی فهمید ولی من و سینان داریم با تصور عشقی که تو و سیران داشتید باهاتون زندگی میکنیم!
دیدگاه ها (۰)

*—دوسـاله فراموشِــت نکردم سیــــران..❤️‍🩹!*• بنظرتون این قس...

*—پـارتی از قسمت "هفتادوهفت چران عمارت🖤🥀*

جبران این چند روز که نبودم❤

*—سیران! اینجا میمونی مگه نه؟*🥲❤️‍

Squid game SKZ ver-part 18

دوستان من کمیک رو رمان کردم. بخونید نظر بدید

time eout

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط