بازی_در_خون🍷🔪
بازی_در_خون🍷🔪
پارت دویست هفتاد هشت🍷🔪
با لبای آویزون شده لب زدم :
+بهم اعتماد نداری؟
اخم کرد
صورتش و برگردوند سمت من و گفت :
- چه ربطی به اعتماد داره؟!
+اگه اعتماد داشتی قفل نمیکردی
پوفی میکشه
_ نمیخوام به این چیزا فکر کنی
چشمم پر اشک میشه
+چرا؟!
مکث میکنه
انگار داره دنبال جواب این سوالم میگرده
که میگه؛
_ برای سلامت خودت و بچه هاموت!
+فهمیدی کی ان؟
صدای خدمتکار میاد
بدون جواب دادن به سوالم دستش و میزاره پشتم
سمت اتاق میبره...
+بمون تو اتاق خیره سر...
لب برمیچینم؛
_حوصله ام سر میره...
نفس عمیقی میکشه
+بزار این یارو رو رد کنم بعد میام پیشت خب؟؟؟
پارت دویست هفتاد هشت🍷🔪
با لبای آویزون شده لب زدم :
+بهم اعتماد نداری؟
اخم کرد
صورتش و برگردوند سمت من و گفت :
- چه ربطی به اعتماد داره؟!
+اگه اعتماد داشتی قفل نمیکردی
پوفی میکشه
_ نمیخوام به این چیزا فکر کنی
چشمم پر اشک میشه
+چرا؟!
مکث میکنه
انگار داره دنبال جواب این سوالم میگرده
که میگه؛
_ برای سلامت خودت و بچه هاموت!
+فهمیدی کی ان؟
صدای خدمتکار میاد
بدون جواب دادن به سوالم دستش و میزاره پشتم
سمت اتاق میبره...
+بمون تو اتاق خیره سر...
لب برمیچینم؛
_حوصله ام سر میره...
نفس عمیقی میکشه
+بزار این یارو رو رد کنم بعد میام پیشت خب؟؟؟
- ۵.۸k
- ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط