بازی_در_خون🍷🔪
بازی_در_خون🍷🔪
پارت دویست هفتاد هفت🍷🔪
دستشو گذاشت پشتم..
+بریم بیرون دیگه!
نچی گفتم
_ حالا بزار ببینم چی پیدا کردی...
میخواستم واقعا بدونم
میخواستم ببینم با چیزایی که پیدا کرده میتونیم به جایی برسیم
ولی نزاشت
با اخم لب زد
+همین الان میرم بیرون!
لب برچیدم
تا شاید کوتاه بیاد
ولی حرف استخر و پیش کشید و غرید
-- هنوز اعصابم بابت اون قضیه
دیدم راست میگه
رفتم بیرون
تو راهرو وایسادم
با قهر رومو برگردوندم
+حوصله ام سر رفته
پوفی کشید
کلید از جیبش در آورد و اتاقش و قفل کرد
با اخم نگاهش کردم
+چرا قفل کردی؟
لب زد
_چون بی اجازه میری داخلش..
پارت دویست هفتاد هفت🍷🔪
دستشو گذاشت پشتم..
+بریم بیرون دیگه!
نچی گفتم
_ حالا بزار ببینم چی پیدا کردی...
میخواستم واقعا بدونم
میخواستم ببینم با چیزایی که پیدا کرده میتونیم به جایی برسیم
ولی نزاشت
با اخم لب زد
+همین الان میرم بیرون!
لب برچیدم
تا شاید کوتاه بیاد
ولی حرف استخر و پیش کشید و غرید
-- هنوز اعصابم بابت اون قضیه
دیدم راست میگه
رفتم بیرون
تو راهرو وایسادم
با قهر رومو برگردوندم
+حوصله ام سر رفته
پوفی کشید
کلید از جیبش در آورد و اتاقش و قفل کرد
با اخم نگاهش کردم
+چرا قفل کردی؟
لب زد
_چون بی اجازه میری داخلش..
- ۵.۲k
- ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط