بلاخره تهیونگ روانی به خود آمد آروم از روی صورت و بدن
بلاخره تهیونگ روانی به خود آمد .. آروم از روی صورت و بدن همسرش بلند شد
سپس پتو را روی پاهای برهنه او کشید
مین جی : تو هم لباس عوض کن مریض میشی
تهیونگ لبخندی زد سپس پطرس های خیس مین جی را تکون داد و با لبخند گفت : باشه ..
سمت کمد رفت پیراهن آستین کوتاه که مثل همیشه عادتش بود و شلوار راحتی را برداشت و روی تخت انداخت با حرکت تندی پیراهن را کشید .. نکته مین جی هنوزم پرسش قفل شده بود .. ولی در کسری از ثانیه سمت دیگری گردن ضعیف اش را چرخاند .. حتی با وجود شوهر بودنش این حق را به خود نمیاد تا نگاه حریصانه ای به او بندازد ..
سپس پتو را روی پاهای برهنه او کشید
مین جی : تو هم لباس عوض کن مریض میشی
تهیونگ لبخندی زد سپس پطرس های خیس مین جی را تکون داد و با لبخند گفت : باشه ..
سمت کمد رفت پیراهن آستین کوتاه که مثل همیشه عادتش بود و شلوار راحتی را برداشت و روی تخت انداخت با حرکت تندی پیراهن را کشید .. نکته مین جی هنوزم پرسش قفل شده بود .. ولی در کسری از ثانیه سمت دیگری گردن ضعیف اش را چرخاند .. حتی با وجود شوهر بودنش این حق را به خود نمیاد تا نگاه حریصانه ای به او بندازد ..
- ۱.۲k
- ۱۵ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط