{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک مرد من

فیک مرد من
پارت ۶۲


ویو یونا
پاشدم روتینمو انجام دادم و لباسامو عوض کردم و رفتم پایین و دیدم اعضا دور هم نشستن و دارن صبحونه میخورن تا منو دیدن بهم سلام کردن

جین:سلام یونا، بیا پیش ما صبحونه بخور

یونا:با خجالت رفتم نشستم و شروع کردم به خوردن

نامجون:یونا چرا خجالت کشیدی؟

یونا:بخاطر دیروز

نامجون:آها

جیمین:یوناخجالت نکش دیگه گذشته بهش فکر نکن

یونا:باشه
یونا:همینطور که داشتیم صبحونه می‌خوردیم که یهو جونگ کوک گفت

جونگ کوک:بچه ها نظرتون چیه امروز بریم بیرون

نامجون:ماکه میایم یونا تو چی؟

یونا:نه من نمیتونم ا.ت حالش خوب شده و آوردنش بخش امروز باید برم ببینمش

جونگ کوک:واقعا(ذوق)

یونا:آره حالا چرا انقدر ذوق کردی

جونگ کوک:خب یونا یادت نرفته که

یونا:چیو

جونگ کوک: اینکه من ا.ت رو دوست دارم

یونا:نه یادم نرفته چطور

جونگ کوک:خب من میخوام بهش اعتراف کنم

یونا: خب باشه، فقط امروز میخوای بهش اعتراف کنی

جونگ کوک:آره

یونا:خب پس یعنی با من میای

جونگ کوک:آره، فقط میشه بهم کمک کنی تا برای ا.ت یه چیزی بگیرم

یونا:باشه،ساعت ۳ آماده باش تا باهم بریم برا ا.ت یه چیزی بگیریم

کوک:باش
دیدگاه ها (۳)

فیک مرد من پارت ۶۳نامجون:خب حالا بیرون میریم یا نه جونگ کوک:...

فیک مرد من پارت ۶۴ چانیول:ا.ت یه چیز دیگه ام بگم ا.ت:بگو چان...

فیک مرد منپارت ۶۱پرش زمانی به فردا صبح ویو یونا صبح با خوردن...

فیک مرد من پارت ۶۰شوگا:خیر پیش خودم میخوابی جیهوپ:هی باشه دی...

"سرنوشت "p,49...کوک : هومم منم خستم.... بخوابیم ؟.ا/ت : باشه...

Part 11

هرزه ی حکومتی پارت ۹ا/ت : ....کوک چرا مست کردی . نگرانکوک : ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط