{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مامان بزرگم آخر همه‌ی تلفن‌هایش می‌گفت:

مامان بزرگم آخر همه‌ی تلفن‌هایش می‌گفت:

کاری نداشتم که!

زنگ زده بودم صداتان را بشنوم..

ما هم که جوان و جاهل،

چه می‌دانستیم صدا با دل ِ آدم چه می‌کند.

#مادر
#محبت
#عشق
#بهشت
دیدگاه ها (۳)

ماه دل آرای نیمه ی رمضان.. پانزده روز است به انتظار نشسته ای...

پسر زهرا..میدانم دلت از العجل های من پر استاز یک طرف اشک فرا...

بین تاریکی دُنیا نَظری کَرد به ماما هِدایَت شُدۀ چهره ی ماهِ...

#حیدریا امیرالمؤمنین حیدر علیه السلامبگو به رکعتِ چندُم رسید...

بزن رو ادامه >>>تا رمان ببینی هنوزنم منتظرم تا مامانم برای ح...

p²⁷ات: افرین ‌‌‌..........گوشی کوک زنگ خورد : بله مامان...:....

پارت ۵:انحراف"و در نهایت، تنها چیزی که من از دنیا می خواستم،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط