من پذیرفتم شکست خویش را........
من پذیرفتم شکست خویش را........
پندهای عقل دوراندیش را.........
من پذیرفتم که عشق افسانه بود....
این دل درد اشنا دیوانه بود.......
می روم شاید فراموشت کنم........
با فراموشی هم اغوشت کنم.........
می روم از رفتنم دل شاد باش.......
از عذاب دیدنم ازاد باش........
گرچه تو تنهاتر از من می روی.......
ارزو دارم ولی عاشق شوی........
ارزو دارم بفهمی درد را.........
تندیه برخوردهای سرد را........
می روم با دنیای خود خلوت کنم.....
عاقبت باید بر این بی کسیم عادت کنم......
پندهای عقل دوراندیش را.........
من پذیرفتم که عشق افسانه بود....
این دل درد اشنا دیوانه بود.......
می روم شاید فراموشت کنم........
با فراموشی هم اغوشت کنم.........
می روم از رفتنم دل شاد باش.......
از عذاب دیدنم ازاد باش........
گرچه تو تنهاتر از من می روی.......
ارزو دارم ولی عاشق شوی........
ارزو دارم بفهمی درد را.........
تندیه برخوردهای سرد را........
می روم با دنیای خود خلوت کنم.....
عاقبت باید بر این بی کسیم عادت کنم......
- ۲.۵k
- ۱۱ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط