{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شراب سرخ پارت

شراب سرخ پارت ۶۱


#red_wine #red_wine🍷


لحاف را تا زیر سینه‌اش کشیدم و خودم هم پایین رفتم..
امروز حسابی سرم شلوغ بود باید به چند تا کار میرسیدم اولیش هم این بود که به انبار سر بزنم..معلوم نیست مایک حرومزاده در نبودم چه کارهایی انجام داده..!
قبل اینکه به اتاق کارم برم تصمیم گرفتم سری به اشپزخانه بزنم تا از وضعیت سوپ ا.ت باخبر شوم ، اما حینی که میخواستم وارد آشپزخانه شوم پایم به یک قوطی خورد..
این دیگر چه بود!!!
حتما یکی از دارو های بل بود..
قوطی را چرخاندم تا ببینم کدام یکی از قرص هایش است اما با دیدن عکس موش نبض هایم نشست‌.
سعی کردم فکر های منفی‌ام را کنار بزنم...
با صدای بل از فکر بیرون آمدم.
قوطی را رو به بل گرفتم و پرسیدم: این مال توعه بل؟
مال او نبود!! اصلا دلم نمیخواست حتی بهش فکر کنم این مرگ موش مال چه کسی میتواند باشد...
جنی!!!
باید مطمئن میشدم این مرگ موش مال اوست یا نه! اگه مال او بود باید می‌فهمیدم برای چه کاری میخواسته..
نفسم را کلافه بیرون فرستادم:چاره‌ای ندارم جنی خودت اینطور خواستی..
دیدگاه ها (۰)

شراب سرخ پارت ۶۲#red_wine🍷 فورا وارد سیستم شدم و به دوربین ه...

شراب سرخ پارت ۶۳ #red_wine🍷جنی خودش را پشت دیوار قایم کرد و ...

شراب سرخ پارت ۶۰#red_wine #red_wine #red_wine🍷 تهیونگ ویو-با...

تولد ته ته مبارک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط