{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این که هر شب تا سحر آید ز چشمم اشک نیست

این که هر شب تا سحر آید ز چشمم اشک نیست
گوهر جان است و می ریزد به دامانم چو شمع
دیدگاه ها (۱)

‍ پشت ویترین ساعت فروشی ایستاده بودمساعتها رو که نگاه میکردم...

موهایت را بافتی و رفتی!کاش قبل رفتن می گفتیسنجاق سری که جا م...

راز زندگی این است که بفهمیم هر روزیک معجزه است...

همدم یار شدن دیده تر می خواهدپیر میخانه شدن اشک سحر می خواهد...

چه زیبا گفت مولانا....ای اشک اهسته بریز غم زیاد استای شمع اه...

ستاره دیده فروبست و آرمید، بیاشراب نور به رگ های شب دوید، بی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط