{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دل ِ من در شبِ گیسوی تو عاشق شد و مرد

دل ِ من در شبِ گیسوی تو عاشق شد و مرد
عشقِ او قصه ی فردای خلایق شد و مرد

از همان لحظه کــه چشمانِ تـو را دید دلم
آخـریــن ثانیه ی عمرِ دقایق شد و مرد

بــر گــلِ روی تـو و موی تو دلباخته بود
دلِ دلباخته بــیــمارِ علایق شــد و مرد

دیـد چـون قصه ی هجرِ تو حقیقت دارد
واله گـردیـد و پذیرای حقایق شد و مرد

عاشق ارجان ندهد لایق معشوقش نیست
(جلوه) جان داد به عشق تو و لایق شد و مرد❤️
دیدگاه ها (۲)

دزدیده ام هر شب خودم را از صدایتتا پر نگیرم چون کبوتر در هوا...

می نویسم عشق و می لرزد دلم مینویسم عشق و اشکم میچکد مینویسم ...

بوسه ای تقدیم لب کردی و من شیدا شدم من سکوتی بی هدف بودم ولی...

خواب دیدم که خدا عاشق چشمان تو شد ...اشک ریزانِ دعا، دست به ...

این ساحلِ آرام، پناهِ جانِ من استبا هر نفس کشیدن، نامِ او بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط