{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آن دو بیت چشم‌ تو خیام را دیوانه کرد

آن دو بیت چشم‌ تو خیام را دیوانه کرد
خانه و کاشانه ی عطار را ویرانه کرد
مثنوی های لبت را شصت من کاغذ کم است
مولوی و‌ شمس را با یکدگر بیگانه کرد
هر چه شاعر بود و هر صاحب مقامی عاقبت!
سر خوش از چشمان‌مستت راهی میخانه کرد
گیسوانت را نده هر دم به آغوش نسیم
موج‌گیسویت شرار اندر دل پروانه کرد
عشوه و طنازیت را حافظ شیراز دید 
گفت :خوش بر حال معشوقی که مویت شانه کرد
دیدگاه ها (۳)

گفتم که چرا صورتت از دیده نهانستگفتا که پری را چکنم رسم چنان...

تو زندگی با ارزش ترین چیز برای آدم ها دلشونهاگه کسی بهت سپرد...

هزار سال به سوی تو آمدم افسوسهنوز دوری دور از من ای امید محا...

افلاطون می گوید :اگر با دلت ،چیزی یا کسی را دوست داری ؛ زیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط