{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پاییز من سلام ،  دلم را ندیده ای؟ 

پاییز من سلام ،  دلم را ندیده ای؟ 
نزدیک تر بیا!!! تو چرا رنگ پریده ای؟!

انگار مثل من رکب از عشق خورده ای 
یا زعفران به صورت نازت کشیده ای؟

اینجا بشین و تکیه بده بر سکوت من
توخسته ای و تازه از این در رسیده ای 

بگذار تا حکایت دل را بیان کنم 
شاید شبیه قصه ی ما را شنیده ای

روزی مسافری که قطارش ترانه بود
آمد سوار قافیه های  سپیده ای

چشمش عجیب وسوسه ی کودکانه داشت 
مانند تیله ای که از عابر خریده ای 

در دست گرم او تب پروانه مانده بود
در پیله ای که از نخ آتش تنیده ای 

یک جرعه شعرخواست که دل را صفادهد
از استکان لب زده دادم چکیده ای 

با خنده گفت: دختر باران!  تومحشری
این گونه های سرخ ز باغ که چیده ای؟ 

تا انتهای کوچه نگاهی غریب داشت
من ماندم و تبسم بر غم تکیده ای

من سالهای سال دلم را ندیده ام 
پاییز جان بگو تو دلم را ندیده ای؟
دیدگاه ها (۱)

دختر جهیزیه نه، ولـے رنگ و رو که داشت گیریم آس و پاس.. ولــے...

احساسِ سرد و سر سرے ات را نخواستم در خاطرم شناورے ات را نخوا...

پاییز من سلام ،  دلم را ندیده ای؟ نزدیک تر بیا!!! تو چرا رنگ...

پاییز من سلام ، دلم را ندیده ای؟ نزدیک تر بیا!!! تو چرا رنگ...

پاییز من سلام ، دلم را ندیده ای؟ نزدیک تر بیا!!! تو چرا رنگ...

#پاییز من سلام ، دلم را ندیده ای؟ نزدیک تر بیا!!! تو چرا رن...

پاییز من سلام ، دلم را ندیده ای؟ نزدیک تر بیا!!! تو چرا رنگ...

#پاییز من سلام ، دلم را ندیده ای؟ نزدیک تر بیا!!! تو چرا رن...

پاییز من سلام ، دلم را ندیده ای؟نزدیک تر بیا!!! تو چرا رنگ پ...

پاییز من سلام ، دلم را ندیده ای؟ نزدیک تر بیا!!! تو چرا رنگ...

طوفان‌ تر از همیشه به سمتم وزیده ‌ایمردی شکست ‌خورده ‌تر از ...

‌ ‌ ‌‌‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌‌‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌나만의 ੮‧‌‌꯭੮‌꯭‧‌੮‧‌ 계절...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط