{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

احساسِ سرد و سر سرے ات را نخواستم

احساسِ سرد و سر سرے ات را نخواستم
در خاطرم شناورے ات را نخواستم
با سایه ے عزیزِ خودم حرف مے زنم
من یوسفم ، برادرے ات را نخواستم
پس هے نیا که در شبِ من درد دل کنے
لازم نکرده ، دل برے ات را نخواستم
دل خوش به سر نوشتِ خدا داده ے خودم
بختِ بلند اخترے ات را نخواستم
من زیر بار منت ِ یک زن نمے روم
خانم بگیر روسرے ات را ، نخواستم…!
دیدگاه ها (۲)

تقدیر بود ..پاے کسـے در میان نبود آن روزها که صحبتـے از این ...

شبیه آتشـے در باد خاکستر نمـے گیرم اگر خاموش گردم شعله را از...

دختر جهیزیه نه، ولـے رنگ و رو که داشت گیریم آس و پاس.. ولــے...

پاییز من سلام ،  دلم را ندیده ای؟ نزدیک تر بیا!!! تو چرا رنگ...

انتقام سخت Part: 1ات: خب دیگه من امادم جونگ کوک خانم جئون ات...

نام رمان: سایه‌ی نقره‌ایباران شدیدی به شیشه‌های عمارتِ سنگی ...

اسم فیک: عشق آبی p22ات: *نذاشتم تو صورت هی دو بزنه و دستشو ت...

ادامه سناریو اگه براشون روز مرد کادو بخریم : ران : ات : رااا...

🌸 پارت 27 — ویو آت 🌸فردا صبح...از خواب بیدار شدم، لباس پوشید...

رمان دختر خاص پارت 29ات و وونی وارد کلاس شدن. سه پسر هم پشت ...

### پارت ۲: تاوانِ یک نگاهصدایِ خیسِ بارون بیرون از انبار، ت...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🧸 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی بدونِ اجازش تتو می‌زنی... ⛓️🖤 ╰┈➤ 𝑷...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت19صدای برخورد سن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط