{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یـــہ روز میرسـہ کہ♥♥

یـــہ روز میرسـہ کہ♥♥

من میشـــــم خانوم خونتــ

حاملــــــــــہ میشم

تو عاشق بچمونـے

زود از سر کار برمیگردے که یه وقتـ مامان دخملت تنها نمونہ

از هیکل میوفتم >_<

اما اونقد عاشقمے و بهم میگے دوسم دارے که دیگه برام مهم نیس

شکممو بوس میکنی و قربون صدقه نینیمون میرے

من قهر میکــــــــــنم

میای از پشت بغلم میکنے و میگی: عشقم...تو نباشے میخوام دنیا نباشه ... ببین منو؟؟؟حسود خانوم؟؟

منم بغلت میکنم...مثه روز اول عاشقتــــــــــم

توی بیمارستانیم...نینیمون بہ دنیا اومــــــــــده

وقتی نگاش میکنی نگات پر از عشقــــــــــہ

درســـــت مثه نگاه همین روزات به من ^______^

حالا دیگه میدونم که باید عشقتو تقسیم کنـے

میدونم که یه روزی بالاخره مامان پسرت میشم

میدونمـ کـ یـ روز بـالاخـره بهـمـ میـرِسیمــ عشقَــــــ♥ــــمـ


ค♥๔
دیدگاه ها (۳۳۹)

تلاش میکنم برارروزی ک ب ارزوی ک از بچگی داشتم برسم تلاش میکن...

نمیدونم از کجا باید شروع بکنم میدونم نمیخونید ولی من جدی نیا...

[•] عمارت عشق [•] part: 14با اولین پرتو های نور چشماشو باز ک...

پارت یک

پسر بد (67)

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹³ دو ساعت بعد__________...

کاور

خنده ی ممنوعه.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط