{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی که می گیرد دلم ،یاد تو را تن می کنم

وقتی که می گیرد دلم ،یاد تو را تن می کنم
تنها به یاد بودنت ،احساس بودن می کنم

خود را بغل می گیرم و از بین این دیوارها
تنها به شوق یاد تو، سودای رفتن می کنم

وقتی که جای خالیت، خود را نمایان می کند
من در هجوم اشکها، احساس مردن می کنم

کم دارد آغوش تو را،این دستهای خسته ام
دور از هم آغوشی تو ، حس بریدن می کنم

این فکرهای لعنتی، این خاطرات گم شده
آخر کجای این جهان ،از عشق دیدن می کنم

این بغضهای تو به تو،این اشکهای خود به خود
تا کی من این اندوه را، با خود کشیدن می کنم
دیدگاه ها (۸)

"" لذّت دنیا،داشتنِ کسی ستکه دوست داشتن را بلد است؛به همین س...

چند روز پیش وقتی داشتم سال 94 را از خانه بیرون میکردم یادم ا...

‌ツ

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما م...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط