{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جهان به تصادفی زاده شد

جهان به تصادفی زاده شد
و به تصادفی خواهد مرد
و من رها شده ام در بادها.
من
فرشته ی کودک خوش گمانی بوده ام
در پی سیمرغی بی نشان
که نشانی خانه ام را گم کرده ام......
ای کاش زندگی را مجال مردنی بود
دیدگاه ها (۵)

هوای حوصله ابریست چشمی از عشق ببخشایم تا رود آفتاب بشوید...

حیف که یادمان می رود بسیاری از آنچه امروز داریم همان دعا...

دلم شکستی و جانم هنوز چشم براهت شبی سیاهم و در آرزوی طلعت م...

گفت : من مادرت هستم که بهشت در دستان من بود. گفتم : پس...

✲ ما خاطرات رو به وجود میاریم و اونا مارو نابود میکنن ، ای ک...

@sahar1820

تابستان‌های قدیم، بوی زندگی می‌داد…خانه‌های حیاط‌دار، دیواره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط