غذاها در دل خود زندگی دارند. مثلاً دوستی مثل قرمه سبزی اس
غذاها در دل خود زندگی دارند. مثلاً دوستی مثل قرمه سبزی است. مانده اش خوشمزه تر است. کینه ها مثل سیب زمینی سرخ کرده های قیمه هستند. نباید زیاد در آن بمانند. رابطه همکاران مثل فسنجان است. باید ملس باشد. کمی ترش تر یا شیرین تر شود دل خیلی ها را می زند. تفاوت نسل ها را هم می توان در سرانه خوردن آبگوشت دید. البته سرعت اینترنت را هم می توان در سرعت پخت آن دید. رابطه پدر فرزندی مثل سبزی پلو با ماهی شب عید است. گاهی وقت ها هر چقدر هم خودت را به روز نشان دهی به برخی رسوم پایبندی. درس خواندن شبیه پیتزاست. دوست داری بخوری اما سخت است. چون کش می آید. احساست به رئیس ها مثل کله پاچه است. قابل توجه است اما چون چرب است گاهی نگرانت می کند. برای معلم ها کلاس درس شبیه آش شله قلم کار است. می بینی؟! زندگی در غذاها جریان دارد. حتی آدم ها هم گاهی شبیه غذا ها هستند. پس مواظب باش موقع تشبیه کردن از میان این همه غذا تو را به سوپ های بی مزه ای که موقع مریضی از سر اجبار به خوردت می دهند نسبت ندهند. هر چقدر هم که بگویند خاصیت دارد ولی بی مزه است!
- ۱.۷k
- ۱۴ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط