{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بارانی ام!

بارانی ام!
و خدا نیز شانه هایم را
به زمین پایبند کرده!
بارانی ام!
محراب اشک هایم نور
دستی بکش و ذکری بخوان!
تا آیه های روشن عشق، چشمانم را
از نمِ ترنّمِ احساس‌شستشو دهد
دعایی بخوان
دلم تا خدا، برای خدا
تنگ است، عجیب تنگ ...
دیدگاه ها (۳)

"عطرِ نرگس" در هوای "زمستان" پیچید!"دوست داشتنت" جوانه زد......

کمی از نیمه شب گذشته بود،خودم را به خواب زدم،چشم‌هایم را بست...

خدایا !نگاهم که نمی کنی ؛ خوب نیستم ! دلم زود می گیرد و بغضم...

یاد آن شب که دلش را به دلم داد بخیر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط