{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیشب نفسم بوی تو بود و تو نبودی

دیشب نفسم بوی تو بود و تو نبودی
دل مست سر کوی تو بود و تو نبودی
از حنجره ی عشق صدای تو شنیدم
گوشم به هیاهوی تو بود و تو نبودی
بر شاخه ی گل‌بوته ی تن تا نفسی داشت
دل قمری یاهوی تو بود و تو نبودی
بر گونه ی من گرد غریبانه مهتاب
آمیخته با بوی تو بود و تو نبودی
وقتی غزل چشم سیاه تو سرودم
شب مطلع گیسوی تو بود و تو نبودی
بی می سر من مست چنان بود که هر سنگ
ناز سر زانوی تو بود و تو نبودی
رفتم ز خود آن‌گونه که اندیشه بودن
باریک‌تر از موی تو بود و تو نبودی
دیدگاه ها (۵)

مثلا شب بشود تا تو بیایی به برمالکی چشم ببندم تو بشی همنفسم!...

دل اگر عاشقِ شیطان شده ای؟راست بگودوره گردی سرِ میدان شده ای...

عطر تن و پیراهنت را دوست دارم لبخند وقت دیدنت را دوست دارمبر...

نفرین به من ! به این دلِ سرگرم آرزو نفرین به بغضِ نیمه شبِ م...

32

★ 🎀 𝓂𝓎 𝒷𝓁𝒶𝒸𝓀 𝓇🌞𝓈𝑒 🎀 ★ات:تھیونگااااا نکن دیگہتھیونگ:تا وق...

لعنتی، تمام آن ساعت‌ها به این فکر می‌کردم که مگر نمی‌گویند م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط