قشنگ ترین اشتباه پارت
قشنگ ترین اشتباه پارت ⁵⁴
جینا بود....
گوشی آیفون رو برداشتم و گفتم....
+ الان میایم....
گوشی رو گذاشتم و رو به پسرا گفتم که بریم....
با هم از خونه خارج شدیم....جینا به ماشین مشکیش تکیه داده بود !!
به محض باز شدن در خونه دوید سمتم و بغلم کرد....
متقابل بغلش کردم....آخ که چقدر دلم براش تنگ شده !!
_ دلم برات تنک شده بود عشقم....
+ منم همینطور خوشگل خانم !!
کمی بعد ازم جدا شد و گفتم....
+ خب معرفی میکنم....
پارک جیمین دوست پسرم و دستش کیم تهیونگ !!
_ خوش بختم !!
خب دیگه بریم....
با هم به سمت ماشینش رفتیم از عمد گفتم....
+ تهیونگ جلو بشین میخوام پیش جیمین بشینم !!
_ اوم که اینطور....
و سوار شدیم و راه افتادیم....
جیمین بیشتر منو به خودش چسبوند و گفت....
_ که میخوای پیش جیمین بشینی ؟!
خوشم اومد !!
+ انقد زود قضاوت نکن میخواستم پیش هم بشینن....
کمی تو صورتم خم شد و گفت....
_ به هر حال من الان میخوامت !!
+ جیمین الان نه زشته !!
_ برام مهم نیست....
و لباش روی لبام فرود اومد....
خواستم جدا بشم ولی اجازه نداد....خب خدا رو شکر کسی ندید !!
ذهی خیال باطل....
به خودم اومدم که دیدم تهیونگ به عقب زل زده و جینا از توی آینه ماشین به ما نگاه میکنه....
_ ا.ت عشقم ادامه بده داشتیم لذت میبردیم !!
_ جیمین خاک تو سرت !!
_ چیه نمیتونم دوست دخترم رو ببوسم ؟!
_ چرا میتونی ولی من که نمیتونم یهو جینا رو ببوسم....
ما آروم آروم پیش میریم !!
جینا کنار جاده ترمز گرفت و عین برق گرفته ها به تهیونگ زل زد....
تهیونگ گفت....
_ چرا وایسادی بیبی گرل ؟!
همین الان میخوای....
و دست انداخت پشت سر جینا و لباشو شکار کرد....
من و جیمینم از پشت براشون " اووووو " میفرستادیم....وای عالی بود !!
کمی بعد تهیونگ ولش کرد و بهش زل زد....
گفتم....
+ جینا یه نصیحت از من برای تو....
اگه ببینن همراهیشون نمیکنی وحشی تر میشن پس....همراهیش کن !!
ادامه دارد....
²⁵ لایک
جینا بود....
گوشی آیفون رو برداشتم و گفتم....
+ الان میایم....
گوشی رو گذاشتم و رو به پسرا گفتم که بریم....
با هم از خونه خارج شدیم....جینا به ماشین مشکیش تکیه داده بود !!
به محض باز شدن در خونه دوید سمتم و بغلم کرد....
متقابل بغلش کردم....آخ که چقدر دلم براش تنگ شده !!
_ دلم برات تنک شده بود عشقم....
+ منم همینطور خوشگل خانم !!
کمی بعد ازم جدا شد و گفتم....
+ خب معرفی میکنم....
پارک جیمین دوست پسرم و دستش کیم تهیونگ !!
_ خوش بختم !!
خب دیگه بریم....
با هم به سمت ماشینش رفتیم از عمد گفتم....
+ تهیونگ جلو بشین میخوام پیش جیمین بشینم !!
_ اوم که اینطور....
و سوار شدیم و راه افتادیم....
جیمین بیشتر منو به خودش چسبوند و گفت....
_ که میخوای پیش جیمین بشینی ؟!
خوشم اومد !!
+ انقد زود قضاوت نکن میخواستم پیش هم بشینن....
کمی تو صورتم خم شد و گفت....
_ به هر حال من الان میخوامت !!
+ جیمین الان نه زشته !!
_ برام مهم نیست....
و لباش روی لبام فرود اومد....
خواستم جدا بشم ولی اجازه نداد....خب خدا رو شکر کسی ندید !!
ذهی خیال باطل....
به خودم اومدم که دیدم تهیونگ به عقب زل زده و جینا از توی آینه ماشین به ما نگاه میکنه....
_ ا.ت عشقم ادامه بده داشتیم لذت میبردیم !!
_ جیمین خاک تو سرت !!
_ چیه نمیتونم دوست دخترم رو ببوسم ؟!
_ چرا میتونی ولی من که نمیتونم یهو جینا رو ببوسم....
ما آروم آروم پیش میریم !!
جینا کنار جاده ترمز گرفت و عین برق گرفته ها به تهیونگ زل زد....
تهیونگ گفت....
_ چرا وایسادی بیبی گرل ؟!
همین الان میخوای....
و دست انداخت پشت سر جینا و لباشو شکار کرد....
من و جیمینم از پشت براشون " اووووو " میفرستادیم....وای عالی بود !!
کمی بعد تهیونگ ولش کرد و بهش زل زد....
گفتم....
+ جینا یه نصیحت از من برای تو....
اگه ببینن همراهیشون نمیکنی وحشی تر میشن پس....همراهیش کن !!
ادامه دارد....
²⁵ لایک
- ۷.۴k
- ۰۹ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط