{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قشنگ ترین اشتباه پارت

قشنگ ترین اشتباه پارت ⁵³

جیمین گفت....

_ مگه غیر از اینه ا.ت ؟!

+ آم....نه !!

جفتشون زدن زیر خنده ولی من هنوز تو شک بودم....
هنوز هیچی بین من و جیمین معلوم نیست....ولی از حق نگذریم خیلی خوشم اومد !!
گفتم....

+ جیمین جینا داره میاد دنبالم بریم بیرون !!

_ چرا نگفتی ؟!

+ یادم رفت....

_ پس نمیری !!

+ چی ؟!
چرا مگه چیه ؟!

_ به یه شرط !!

+ چه شرطی ؟!

_ من و تهیونگم هستیم....

+ نه نمیشه....
میخوایم دخترونه بریم !!

_ یعنی نمیخوای من توی تولدت باشم ؟!
راستش من مشکلی ندارم این ایده ته....

داشتم گوش میدادم که تهیونگ جلوی دهن جیمینو گرفت....
اولالا....تهیونگ میخواد با جینا آشنا بشه !!
تهیونگ گفت....

_ ههه جیمین داره زر زیادی میزنه !! (ضایع)

+ مشکلی نیست تهیونگ....
ولی فقط چون دلم برای جینا میسوزه گفتما !!
حالا هم ولش کن خفه شد....

جیمینو ول کرد و لبخند پیروزمندانه ای زد....
دوتاشون تشکر کردن و رفتن آماده بشن....منم ظرفا رو جمع کردم و رفتم تو اتاق !!
شماره جینا رو گرفتم و بعد چند بوق جواب داد....

_ بله ا.ت ؟!

+ جینا برنامه تغییر کرد !!

_ نمیای ؟! (ناراحت)

+ چرا میام ولی....

_ بگو دیگه جون به لبم کردی !!

+ جیمین با دوستشم میخوان بیان !!

_ خب بیان که چی ؟!

+ قول میدی جیغ نزنی ؟!

_ نمیزنم بگو !!

+ دوستش از تو خوشش اومده....

_ وایییییی واقعا ؟!

+ آره....
گفت همون روز که اومدی خونه پدر جیمین دیدت و روت کراش زد !!

_ وای خیلی خوبه منم روش کراشم !!

+ منو ببین حتی بهت گفتم با جیمین تو رابطم ولی تو کراشم میزنی به من نمیگی !!

_ ناراحت نشو دیگه یادم رفت !!

+ اوکی پس بیا....

_ اوکی بای !!

+ بای !!

قطع کردم و رفتم آماده بشم....
انتخابم شلوار جین و تیشرت لش بود که با کلاه کپ و عطر کاملش کردم....واو !!
چه چیزی شدم....
گوشی و کارتمو گذاشتم تو جیبم و از اتاق خارج شدم....واو !!
جیمین و تهیونگ استایل اسپرت زده بودن که خیلی بهشون میومد....
مخصوصا به جیمین....تو فکر بودم که صدای زنگ آیفون خونه اومد !!



ادامه دارد....

²⁵ لایک
دیدگاه ها (۶)

قشنگ ترین اشتباه پارت ⁵⁴جینا بود....گوشی آیفون رو برداشتم و ...

قشنگ ترین اشتباه پارت ⁵⁵از چهرش معلوم بود که انتظار نداشت هم...

قشنگ ترین اشتباه پارت ⁵²_ میشه ساکت شین رسیدیم !! (داد)_ باش...

قشنگ ترین اشتباه پارت ⁵¹با چهره غرق خوابش مواجه شدم....خیلی ...

وقتی عضو هشتم بی تی اسی

part29ویو ته درباره سفر که فکر میکنم فکر خوبیه برای خواستگار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط