{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این شهر . . . . .

این شهر . . . . .


شهر قصه های مادر بزرگ نیست ,


که زیبا و آرام باشد . . . . .


آسمانش را ,


هرگز آبی ندیده ام . . . . . .


من از اینجا خواهم رفت . . . . . .


و فرقی هم نمی کند ,


که فانوسی داشته باشم یا نه . . . . . .


کسی که می گریزد ,


از گم شدن نمی ترسد . . . . . .
دیدگاه ها (۶)

بعضی حرفارو نمیشه زد و من , از همین حرفا یه عمره که پرم . . ...

خبر مرگ منو میشنوی آخر , وقتی رفتی عشقمو نداشتی باور . . . ...

دیگر منتظر کسی نیستم ........ هر که آمد , ستاره از...

این روزها , شبیه سایه ای شده ام ........ که عریانیِ خودش ر...

کم‌ حرف شده‌امدوست ندارم توضیحی به کسی بدهمو هیچ توضیحی از ک...

بعد از رفتنش فهمیدم بعضی تجربه‌ها شبیه زخم نیستند که خوب شون...

پت شاپ آقای علی نبی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط