این شهر . . . . .
این شهر . . . . .
شهر قصه های مادر بزرگ نیست ,
که زیبا و آرام باشد . . . . .
آسمانش را ,
هرگز آبی ندیده ام . . . . . .
من از اینجا خواهم رفت . . . . . .
و فرقی هم نمی کند ,
که فانوسی داشته باشم یا نه . . . . . .
کسی که می گریزد ,
از گم شدن نمی ترسد . . . . . .
شهر قصه های مادر بزرگ نیست ,
که زیبا و آرام باشد . . . . .
آسمانش را ,
هرگز آبی ندیده ام . . . . . .
من از اینجا خواهم رفت . . . . . .
و فرقی هم نمی کند ,
که فانوسی داشته باشم یا نه . . . . . .
کسی که می گریزد ,
از گم شدن نمی ترسد . . . . . .
- ۱.۶k
- ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط