{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این شهر . . . . .

این شهر . . . . .


شهر قصه های مادر بزرگ نیست ,


که زیبا و آرام باشد . . . . .


آسمانش را ,


هرگز آبی ندیده ام . . . . . .


من از اینجا خواهم رفت . . . . . .


و فرقی هم نمی کند ,


که فانوسی داشته باشم یا نه . . . . . .


کسی که می گریزد ,


از گم شدن نمی ترسد . . . . . .
دیدگاه ها (۶)

بعضی حرفارو نمیشه زد و من , از همین حرفا یه عمره که پرم . . ...

خبر مرگ منو میشنوی آخر , وقتی رفتی عشقمو نداشتی باور . . . ...

دیگر منتظر کسی نیستم ........ هر که آمد , ستاره از...

این روزها , شبیه سایه ای شده ام ........ که عریانیِ خودش ر...

عمق

کِی رفتی؟یادم نیست...فقط می دانم سالهاست که نیستی، سالهاست ک...

☁️تلنگرانهریشه های قالی را تا می کنیم تا سالم بماند ولی ریشه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط