{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدایــــا

خدایــــا
فانوست را کمی پایین‌تر بگیر
جاده‌ای که در آن قدم نهاده‌ام تاریک است!
انتهایش را نمی‌دانم چیست.
می‌ترسم انتهایش بن‌بست باشد!

تو را به مهربانیت سوگند، فانوست را کمی پایین‌تر بگیر تا روشنی‌بخش راه ناپیدایم باشد.

نمی‌خواهم بی‌فانوس تو ، به جایی برسم که برگشتنم دشوار گردد و پشیمان شوم.

ای مهربانترینم ، من اکنون سخت به نور فانوست محتاجم ...
دیدگاه ها (۴)

برف هَفت سالگی رابخاطر صدای «پدر» دوست داشتم(پاشو ببین چه بر...

هیچ گاه تنها نگذار دلی را ک هیچ کس دردش را نمیفهمد...

خدای عزیز ...اون کسی که همین الان مشغول خوندن این متنه، زیبا...

یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبودتوی این شهرقشنگ یه ...

#عاشق_خونش_یا_بدنش پارت ²⁰چشم‌های هیونجین آروم آروم بسته شدد...

P : 5

پارت ۹۷ | «صبر می‌کنم...»شب اعتراف...هنوز تمام نشده بود.نسیم...

وارث ماه‌خاموش

پارت: 14 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*با تردید، دستم رو دراز کرد...

P5 ماشین آخرین خودرو از کاروان بود.طناز در تمام مسیر، خودش ر...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش چهارم_جولیت_بعد از ظهر_من یک ماهی ام.ماهی ...

.......//برده ی زیبا//.......

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①③ چه بود زندگی؟ اگر تو نمی‌رسید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط