{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پائولو: حضرت ماه ...

پائولو: حضرت ماه ...
ماریا: بله
پائولو: من چه روزی عاشقت شدم؟
ماریا: فکر میکنم زمستون سه سال پیش
پائولو: نه بهار بود..
ماریا: نه عزیزم زمستون بود!
پائولو: نه من یادمه بهار بود..
بهار بود، بعدش بهار بود،
بعد بهار، بعد بازم بهار بود،
هی بهار بود...
دیدگاه ها (۱)

سیب بکری برای خوردن نیست،تا ته باغ را دهن زده اند ...🍎 ...

چشم خود بستم کهدیگر چشم مستش ننگرمناگهان دل داد زد دیوانه! م...

-هر روز بیشتر به این واقعیت پی می‌برم که زندگی را نمی‌توان ت...

آه ای عَزیزترین!وقتی تو هَستیهمه چیز هست‌ همه چیز!از ماسه‌ها...

کپشن👇👇 یادمه با اینکه هر سه تا از قسمت های سونیک رو دیده بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط