از کودک فال فروشی پرسیدند :
از کودک فال فروشی پرسیدند :
چه می کنی؟
گفت :
از حماقت انسان ها تکه نانی در می آورم!،
این ها از منی که در امروزم مانده ام، فردایشان را می خواهند!
.
به بعضیام باس گفت
عزیزم اگه بخوام زندگیمو از اول بنویسم
شوما پیام بازرگانی وسطشم نیستی.....
.
به سلامتیه تنهایی که هیچ وقت تنهام نداشت
!!!
هرکی فهمید لایک کنه
!!!
چه می کنی؟
گفت :
از حماقت انسان ها تکه نانی در می آورم!،
این ها از منی که در امروزم مانده ام، فردایشان را می خواهند!
.
به بعضیام باس گفت
عزیزم اگه بخوام زندگیمو از اول بنویسم
شوما پیام بازرگانی وسطشم نیستی.....
.
به سلامتیه تنهایی که هیچ وقت تنهام نداشت
!!!
هرکی فهمید لایک کنه
!!!
- ۱.۲k
- ۰۶ آبان ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط