{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.

دولت عشق به هر بی سر و پائی
نرسد

پادشاهی دو عالم به گدائی نرسد

برو ای عقل مگو عشق چرا کرد چنین

پادشاه است و بر او چون و چرائی
نرسد
دیدگاه ها (۱)

به شرط آبرو با جان قمار عشق کن با ماکه ما جز باختن چیزی نمی ...

زندگی آهسته تر من خسته امکوله بار پاره ام را بسته ام ...

آدم ها گاهی دوست دارند قدم بزنندو به هزار فکرِ نکرده بپردازن...

با غمِ تنهایی ام دیگر مدارا کرده امبا خودم یک خلوتِ جانانه ب...

عشق همدست به تقدیر شد و کار مرا ساخت برو ای عقل که کاری تو ب...

زوزه ی گرگ"12=میشه لطفا جشن تاج گذاری رو برای 3روز دیگه بندا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط