{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من از سكوت گريزان بوده ام هميشه ...

من از سكوت گريزان بوده ام هميشه ...
سالهاست كه سكوت كرده ام .....
و اينك !
ترس مرا تكان مي دهد و
من پيوسته به عقب بر مي گردم و
از خود اين سوال را بارها و بارها مي پرسم ٬
كه آيا من راه را عوضـی آمدم ؟!...
دلم گرفته است از اين فريبها و نيرنگها ...
از اين دورويه مردمان بيهوده گو ...
از آنها كه خدا را در پشت يك تكه ابر پنهان مي كنند و
خود را قديس وار خالص خالص مـی نمايانند ....
چرا سادگيها هميشه تهش باختن است ؟!
چرا قلب ساده من هميشه ساخت و ويران نكرد...
اما ٬
ساخته هايش را ويران كرد دست فريب ؟ ...
چرا بالهايم را ديگران نمـی بينند ...
پرواز را از همين سكوی كوچك هم مـی شود آغـاز كرد ...
دیدگاه ها (۱۰)

همان بهتر که رفتی فرشته.... چه کسی تعهد می داد که به وقت لم...

دلم تنگ است.... بزن باران برای من, برای اشکهای همچو بارانم.....

بیا ای بی وفای من.... و امشب را فقط امشب, برای خاطر آن لحظ...

نگاه هايم.... حرفهايم.... و سکوتم... نه.... هيچ يک اثري نداش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط