{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نگاه هايم....

نگاه هايم....
حرفهايم....
و سکوتم...
نه....
هيچ يک اثري نداشت....
همه بي اثر بود....
مي رود....
بدون نگاهي
و من فکر مي کنم
و به ياد مي آورم....

روزي را که گفت " من هستم،تو هم باش "
نگاهي مي کنم
من هستم
اما او........
مي نشينم
در کورسوي کوچه ي تنهايي
روزها به صبر
شب ها به انتظار
گذر زمان
گذر عمر
گفتند چون مي گذرد غمي نيست
گذشت
اما با غمش
گفتند اين نيز بگذرد
گذشت
اما سخت
حال چه کنم
به چه شوقي
به چه اميدي
گذرعمر را تماشا کنم
در انتهاي کوچه ي تنهايي
__________________
من نه عاشق بودم

و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من

من خودم بودم و یک حس غریب

که به صد عشق و هوس می ارزید!!!
دیدگاه ها (۲۴)

بیا ای بی وفای من.... و امشب را فقط امشب, برای خاطر آن لحظ...

من از سكوت گريزان بوده ام هميشه ... سالهاست كه سكوت كرده ام ...

به دستهايت خيره ماندم و ياد گرفتم به لطافت عاطفه بايد حرمت ن...

چقدر بي تو تنها هستم... هر چه از تو دورم به ناله هاي شبانه ن...

((جوانه عشق در قلبی سنگی))part:2ویو لارا همینطوری که داشتم م...

Between anger and love.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط