{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Forced to be by your side

Forced to be by your side
به اجبار کنار تو
part:2

علامت جونگکوک_

_امرزو یه برده جن*سی خریده بودم و قرار بود برم دنبالش راه افتادم رفتم عمارت جیهون تا اون برده رو ببینم
وارد عمارت شدم وقتی دختره اومد یه لحظه انگار یه فرشته اومد پایین
راستش زیبایش به دردم نمیخورد من فقط اونو برای سرگرمی شبام میخواستم
بهش گفتم سوار ماشین بشه راه افتادیم سمت عمارتم

_سوار شو تو ماشین

+بله آقا

_به من نگو آقا بگو ارباب

+چشم ارباب
از موقعی که سوار ماشین شدم همش سرم پایین بود
وقتی رسیدیم من در ماشین باز کردم سرم بالا آوردم که از چیزی که دیدم شوکه شدم
عمارت خیلی قشنگی داشت داخل حیاطش کلی گل های رنگارنگ بود
یه فواره هم وسط حیاط بود
وارد عمارت شدیم وای خدا تو منو میخوای سکته بدی عمارتش خیلی خفن بود تم عمارتش مشکی و طلایی و سفید

همینجور داشتم نگاه میکردم که دیدم یه دختر پرید تو بغل جونگکوک

علامت میرا~

~ددی کجا بودی دلم برات تنگ شده بود

بادا«نویسنده»
میرا چشمش میخوره به جینا

~ددی این دختره کیه ؟

_این خدمتکار جدید اینجا

~اها خب ددی بیا بریم تو اتاق (عوق به خدا انقدر بدم میاد از این افرادی که همش میگن ددی)

_بریم

جونگکوک روش میکنه طرف جینا و میگه

_خب جینا تو خوب میدونی که تو یک برده هستی و من هرچه گفتم باید انجام بدی
و اگر انجام ندی خیلی برات بد میشه (جلوی میرا نگفت که برده جنسی چون میرا اهم اهم )

+بله ارباب

_برو که آجوما قانونای عمارت بهت بگه و یه اتاق بهت بده لباستم عوض کن

+چشم ارباب (وای خداا چقدر میگه چشم ارباب )

_آجومااا(مثلا داره آجوما رو صدا میزنه)

آجوما:بله پسرم

_قوانین این عمارت به این دختر بگو و یک اتاق چند دست لباس بهش بده

آجوما:حتما پسرم
دختر خانوم بفرماید تا راهنمایتون کنم

+باش

آجوما: خب اینجا اتاقته و لباس هم تو اون کمد هست
بریم سراغ قوانین
1بدون اجازه ارباب به اتاق کارش نمیرید
2بدون اجازه ارباب از اتاقتون بیرون نمیاین
3اگر کار خطای کردی و فکر فرار سرت نزنه
4با ارباب درست صحبت میکنی و حاضر جوابی نمیکنی
و اینکه ارباب یه مافیا هست
و اگر این کارا رو انجام ندیدی ممکنه برات بد بشه
فهمیدی ؟

+اهمم
راستی آجوما

آجوما:بله دخترم

+اسم ارباب چیه ؟

آجوما:اسم ارباب جئون جونگکوکه ولی همه اینجا ارباب صداش میزنن

+ابجی یا برادری هم داره ؟

آجوما: اره یه ابجی داره که دانشجو هست و ویلچری هست و از جونگکوک کوچیکتره

+طفلی (زیر لب )

خب دیگه اگر چیزی لازم داشتی به خودم بگو برات انجام بدم

+باش ممنون

آجوما رفت

ویو جینا
واقعا اتاق خیلی زیبای بود
یه گوشش میز لوازم آرایشی بود یع گوشه دیگش کمد بود
بعد از رفتن آجوما رفتم یه حموم 20 مینی
اومدم بیرون یه لباس راحتی گشاد پوشیدم موهام رو هم خشک کردم رو تخت ولو شدم که یدفعه سیاهیییی

ادامه دارد....
اینم پارت دو
با اینکه شرطای پست قبلی نرسوندین ولی دلم نیومد نزارم پس براتون نوشتم
ببخشید اگر پارت یک کم بود ولی پارت دو طولانی نوشتم
چطور بود ؟
💋❤️
دیدگاه ها (۶)

اینم عمارت جونگکوک

Forced to be by your sideبه اجبار کنار تو part:3بادا«نویسنده...

Forced to be by your sideبه اجبار کنار تو part:1جینا میگه .....

ناشناسمون✨🔗 هرچی میخوای بگوو نانازم...🦢🩷https://abzarek.ir/s...

پارت ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط