{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رحم کن! ای بی‌مروّت! ای زمان!

رحم کن! ای بی‌مروّت! ای زمان!
لحظه‌ای در جایِ خود، ثابت بمان!

این‌که با خود می‌بَری، عمرِ من است
ساعتی خود را رفیقِ من بدان!

من جوانم، آرزو دارم رفیق!
درک کن! تشویش را از من بران!

بی‌خیالی طی بُکن! یک کم بخواب!
یک ترانه، بی‌ریا با من بخوان!

چشمکی مستانه بر مستی بزن!
حالِ خوبم را بِبر تا آسِمان!

عقربه‌ها خواهرانِ عقرب‌اند
دوری از این قوم کن، ای جانِ جان!

عاقبت عُمر تو هم سر می‌رسد
کاش باشی با من وُ ما مهربان!
دیدگاه ها (۴)

سیمین بهبهانی میگوید :ﻣﻦ ﺍﮔــﺮ ﻣﺮﺩ ﺑﻮﺩﻡ، ﺩﺳﺖ ﺯﻧﯽ ﺭﺍ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﻢ....

به چه می اندیشی؟! به خزانی که گذشت؟به بهاری که نبود...

به عاشق هرچه پیش آید، پس ازدیدار می چسبدبه من هم رقص زیبای ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط