{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رحم کن! ای بی‌مروّت! ای زمان!

رحم کن! ای بی‌مروّت! ای زمان!
لحظه‌ای در جایِ خود، ثابت بمان!

این‌که با خود می‌بَری، عمرِ من است
ساعتی خود را رفیقِ من بدان!

من جوانم، آرزو دارم رفیق!
درک کن! تشویش را از من بران!

بی‌خیالی طی بُکن! یک کم بخواب!
یک ترانه، بی‌ریا با من بخوان!

چشمکی مستانه بر مستی بزن!
حالِ خوبم را بِبر تا آسِمان!

عقربه‌ها خواهرانِ عقرب‌اند
دوری از این قوم کن، ای جانِ جان!

عاقبت عُمر تو هم سر می‌رسد
کاش باشی با من وُ ما مهربان!
دیدگاه ها (۱)

یک نظر کافی بود تا که دل را ببریچه شود در دل تو باشد از من ا...

باتو هستم ای غریبه،آشنایم میشوی؟آشنای گریه های بی ریایم میشو...

بیا که از تب عشق تو آب شد دل مندچار درد و غمی بی حساب شد دل ...

وقتی قلبی را عاشق کردی وقتی وجودی را وابسته کردی وقتی نفس ها...

<< زمان >>رحم کن! ای بی‌مروّت! ای زمان!لحظه‌ای در جایِ خود، ...

رحم کن! ای بی‌مروّت! ای زمان!لحظه‌ای در جایِ خود، ثابت بمان!...

<< زمان >>رحم کن! ای بی‌مروّت! ای زمان!لحظه‌ای در جایِ خود، ...

رحم کن! ای بی‌مروّت! ای زمان!لحظه‌ای در جایِ خود، ثابت بمان!...

رحم کن! ای بی‌مروّت! ای زمان!لحظه‌ای در جایِ خود، ثابت بمان!...

رحم کن! ای بی‌مروّت! ای زمان!لحظه‌ای در جایِ خود، ثابت بمان!...

رحم کن! ای بی‌مروّت! ای زمان!لحظه‌ای در جایِ خود، ثابت بمان!...

رحم کن! ای بی‌مروّت! ای زمان!لحظه‌ای در جایِ خود، ثابت بمان!...

رحم کن!ای بی مروت!ای زمان!لحظه ای در جای خود، ثابت بمان! ای...

رحم کن!ای بی مروت!ای زمان!لحظه ای در جای خود، ثابت بمان! ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط