شخصیت های دوستان عزیزز✨
شخصیت های دوستان عزیزز✨
___________________________________
ات: سلام من اتم یه دختر درونگرا مهربون و در عین حال خجالتی من از نظرم خودم خیلی زشتم ولی همه بهم میگن که تو خوشگلی ولی حالا نمیدونم واقعا
____________________________________
تهیونگ: سلام من تهیونگم من هم مهربونم و هم خشن بیشتر موقع ها هم اضطراب دارم...من یک مدت با هلی رابطه داشتم ولی یک روز اون رو با خوابیدن با هیونجین دیدم و باهاش کات کردم و الان هم عاشق ات شدم لیسا هم دخترعمه
___________________________________
لیسا: سلام من لیسام یه دختر برونگرا پرانرژی و باحالم کلا من کای رو دوست دارم ولی اون پیشنهادم رو رد کرد و بهم گفت که ات رو دوست داره
___________________________________
هیونجین: سلام من هیونجینم من یه پسر معمولیم نه حیلی برونگرام و نه خیلی درونگرام من یک شب با هلی خوابیدم چون دوستش دارم و اره تهیونگ که دوستپسرش بود ما رو دید و من و هلی دیگه حتی با هم حرف هم نزدیم ولی هر چقدر بهش میگم که دوباره با هم باشیم قبول نمیکنه
_____________________________________
هلی: سلام من هلیم من خیلی خوشگلم و بینظیرم خیلی هم مهربونم و حرف ندارم ( از اون خودشیفته هاست ) من یک مدت با ددی تهیونگ رابطه داشتم ولی باهام کات کرد الانم هیونجین هی بهم میگه که با هم باشیمولی من ارزشم بیشتر از ایناست ( بس کن پیکمی علی )
___________________________________
کای: سلام من کایم من ات رو دوست دارم ولی لیسا بهم اعتراف کرد که منو دوست داره ولی منم قبول نکردم هنوزم ات رو دوست دارم و پسر عموی هلی ام
خب اینم از معرفی شخصیت ها:)
شایدد این فیک رو بعد از پدرخوانده بزارم حالا نمیدونم چی میشه✨
___________________________________
ات: سلام من اتم یه دختر درونگرا مهربون و در عین حال خجالتی من از نظرم خودم خیلی زشتم ولی همه بهم میگن که تو خوشگلی ولی حالا نمیدونم واقعا
____________________________________
تهیونگ: سلام من تهیونگم من هم مهربونم و هم خشن بیشتر موقع ها هم اضطراب دارم...من یک مدت با هلی رابطه داشتم ولی یک روز اون رو با خوابیدن با هیونجین دیدم و باهاش کات کردم و الان هم عاشق ات شدم لیسا هم دخترعمه
___________________________________
لیسا: سلام من لیسام یه دختر برونگرا پرانرژی و باحالم کلا من کای رو دوست دارم ولی اون پیشنهادم رو رد کرد و بهم گفت که ات رو دوست داره
___________________________________
هیونجین: سلام من هیونجینم من یه پسر معمولیم نه حیلی برونگرام و نه خیلی درونگرام من یک شب با هلی خوابیدم چون دوستش دارم و اره تهیونگ که دوستپسرش بود ما رو دید و من و هلی دیگه حتی با هم حرف هم نزدیم ولی هر چقدر بهش میگم که دوباره با هم باشیم قبول نمیکنه
_____________________________________
هلی: سلام من هلیم من خیلی خوشگلم و بینظیرم خیلی هم مهربونم و حرف ندارم ( از اون خودشیفته هاست ) من یک مدت با ددی تهیونگ رابطه داشتم ولی باهام کات کرد الانم هیونجین هی بهم میگه که با هم باشیمولی من ارزشم بیشتر از ایناست ( بس کن پیکمی علی )
___________________________________
کای: سلام من کایم من ات رو دوست دارم ولی لیسا بهم اعتراف کرد که منو دوست داره ولی منم قبول نکردم هنوزم ات رو دوست دارم و پسر عموی هلی ام
خب اینم از معرفی شخصیت ها:)
شایدد این فیک رو بعد از پدرخوانده بزارم حالا نمیدونم چی میشه✨
- ۸.۱k
- ۱۱ آبان ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط