{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باور نداشتم که زنی بتواند

باور نداشتم که زنی بتواند
شهری را بسازد و به آن
آفتاب و دریا ببخشد و تمدن
دارم از یک شهر حرف می زنم
تو سرزمین منی
صورت و دست های کوچکت
صدایت
من آنجا متولد شده ام
و همان‌جا می میرم
دیدگاه ها (۱)

تو مال منی و من گدایت شده امدلتنگِ شنیدن صـدایت شده امتو رفت...

دلتنگی،پیراهن نیست که عوضش کنی و حالت خوب شود دلتنگی گاهی،پو...

از تــــو چه پنهان ،گاهی آنقدر خواستنی می شویکه شروع می کنمب...

سلامتی اونی که انقدر به یادشیم که اگه یاد خدا بودیم الان نصف...

گاهی وقت‌ها بی‌آنکه بخواهم، شروع می‌کنم بلندبلند با بابام حر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط