{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۳
+*با صدای جیغش از خواب بیدار میشم. اول فکر می کنم اشتباه شنیدم، امکان ندارد اون بوده باشه. اون هرگز جیغ نمی زنه. پتو رو کنار می زنم و از جام بلند میشم و با عجله سمت اتاقش میرم. خوابه. نفس راحتی می کشم که سالمه. دوباره ناله می کنه و من میرم سمتش یه تاپ کوتاه راحتی سیاه پوشیده و کل پوستش رو عرق گرفته. حتی تو این تاریکی هم معلومه که پوستش مثل روح سفید شده. شونشو می گیرم و یکم تکونش می دم* هی آسوکا_
- *یکی داره تکونم میده تنها چیزی که تا قبل از اینکه تفنگمو از زیر بالش دربیارم و سمت سرش بگیرم می‌فهمم همینه*
- ه...هی چیکار می کنی؟
+ *ماتم برده. سرم مثل چی دنگ می‌زنه اما شنیدن صداش باعث میشه آرامش کل بدنم رو بگیره. تفنگمو آروم پایین میارم. هنوزم بهش خیره شدم. ت...تو خوبی؟
+ من؟ کسی که خوب به نظر نمیرسه تویی
- *قبل از اینکه بتونم خودم و کنترل کنم محکم بغلش می کنم*
+*از تماسش منقبض میشم. با یکی از دستاش موهامو بهم می ریزه. یه عادت قدیمی که خیلی وقته تجربه نکرده بودم. ولی عجیب تر از همش صداشه بین حق حق و خنده حرف می زنه*
- تو...تو خوبی*بغض گلوم و می سوزونه آخرین باری که گریه کردم رو یادم نمیاد*
+*من هم بغلش می‌کنم* چرا نباید خوب باشم؟
- مهم نیس. فقط این مهمه که تو خوبی.*ازش جدا میشم و با پشت دست اشک هایی که بی هوا بیرون اومدن رو پاک می کنم. چهرش نگرانه*
+متمئنی خوبی؟
- آره

فردا

-*قبل از وارد شدن به دفتر موری_سان یه نفس عمیق می‌کشم و آروم در می زنم.
& بیا تو.
- روز بخیر رییس *دفترش مثل همیشه است کم نور با نگهبانایی که توی سایه ها ایستاده اند. یکم سرم رو خم می کنم به نشونه احترام*
& خوش اومدی آسوکا_چان. یه کار جدید دارم برات. باید یه شخصی رو عضو سازمان کنیش
-من؟ *چرا من؟ معمولا کار های خیلی سخت تر و کثیف تر رو بهم میسپره. انگشتاشو تو هم قلاب می کنه، چونشو می‌زاره روشون و با اون نگاه نافذش نگام می کنه*
& بله تو. آخه یکی از آشنا های خودته. در واقع برادر کوچیک ترته. می خوام دازای اوسامو رو عضو مافیای بندر کنی.
دیدگاه ها (۰)

پارت ۴&می خوام دازای اوسامو، برادرت رو عضو مافیای بندر کنی.-...

پارت ۵+*استخوان هایم هنوز به خاطر دیروز درد می کنند اما به غ...

ببخشید یکم شخصیت سادیسم دارمپارت ۲- *وارد آپارتمانمون که میش...

عرضم خدمت شما که این اولین فیکیه که دارم می‌نویسم. لطفاً نظر...

fallible love(عشق خطاپذیر)

#پارت10#ازت.متنفرم.اما.دوست.دارم ---------------------------...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط