{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Start Again

(Start Again)
Part8
تو اتاق کارم منتظر اعضا بودم که با صدای در به خودم اومدم اعضا بودن یکی یکی اومدن و اندازه هاشون گرفتم که رسید به نامجون سعی کردم ولی مگه نگاه های خیره ش میزاشت؟
داشتم اندازه شو می‌گرفتم که باهاش چشم تو چشم شدم همینطور به هم خیره بودیم که سریع به خودم اومدم کارمو تموم کردم و اونم رفت من موندم لباس هایی که تا دوهفته دیگه باید آماده باشن
(پرش به دو هفته بعد)
این مدت همش تو کمپانی درگیر لباس ها بودم انقدر سرم شلوغ بود که وقت سر خاروندن نداشتم ولی خب این همه زحمت می‌ارزید لباسا واقعا خوب شده بودن وقتی به اعضا و آقای بنگ نشون دادم اوناهم خوششون اومده بود و قرار بود برای کنسرت فردا بپوشن





#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts
دیدگاه ها (۰)

فالوشه🎀✨@989109_2796

(Start Again)Part7نامجون بود می‌خواست چیزی بگه که سریع در ات...

(Start Again)Part5با صدای ساعت از خواب پاشدم یه دوش نیم ساعت...

(Start Again)Part6جین:خب چیشده؟لنا یکم مکث کرد و گفت +به طرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط