پارت

‌پارت۲
داستان: اولین روزی که باهاش آشنا شدم.

چند روز بعد

ا/س:سلام چه خبر چی شد؟قبول شدی؟
ا/ت:اسما نه قبول نشدم چیکار کنم😐؟
ا/س:چی نشدی حالا برام شام مهمونم نمی کنی🥺؟
ا/ت:خیلی میمونی میگم قبول نشدم تو توفکر مهمونی هستی😒!
ا/س:دروغ میگی؟
ا/ت:چیو دروغ میگم!؟
ا/س:قبول شدی شیطون.
ا/ت:آره شدم😏😅.
ا/س:چوپان دروغگو،چرا میخندی خب چیکار کنم مهمونی رو وسط کشیدم تا یکم خوش بگذرونیم آخه از وقتی که رفتی کره دیگه نمی تونم ببینمت،خیلی بی وفایی😤.
ا/ت:آره راس میگی ببخشید 🥺🙏.
ا/س:یه فکری دارم😎.
ا/ت:چیه!؟
ا/س:بیا فردا بریم رستوران چی میگی😂؟


‌پارت۳ به زودی میاد پس منتظر باشید،اگه دوس داری این داستان شیرین رو بخونی (سیو،لایک،کامنت،فالو)کن تا بتونی به داستان دسترسی داشته باشی😍🍭

حمایت یادتون نره🥺🫂
دیدگاه ها (۰)

پارت۳داستان: اولین روزی که باهاش آشنا شدم.چند روز بعدا/ت:سلا...

۴۰۰ تایمون مبارک🦋🥺✨🫂🍭🍓حمایت یادتون نره🧁🌈🍡

کراش خودمی تو😎🫂#BTS*#Kim_Taehyung

300تاییمون مبارک👈🍓👉#me

فیک مافیای سیاه من part 4

فیک مافیای سیاه من part 8

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط