به تاراج برده ای تمام حواسم را



به تاراج برده ای تمام حواسم را...!!!
می خندم "تویی"...!
می گریم "تویی"...!
می خوابم "تویی"...!
انگار نقاشی ات را پشت پلکم کشیده اند...!

اکنون...
برایت مینویسم...
کاش میفهمیدی...
"دلتنگی" سخت است...
ویرانم کرده ای...
دیدگاه ها (۱۶)

‌ مناجات_شبانه الهی از بخت خود چون پرهیزم و از بودنی کجا گری...

سلام به خالق بارش دانه های مهربانی باران و برفسلام به صبح د...

.

همین پیش پایت دلم تنگ شدنبودی برایت دلم تنگ شدنبودی سکوت وسک...

دستم خواب رفته بود، دست راستم که گذاشته بودم زیر سرت و خوابت...

### فصل دوم | پارت هفتم نویسنده: Ghazal درِ اتاق که بسته ش...

پارت پنجم:داستان از دیدگاه یونگی: با جیمین در زیر شیروانی خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط